![]() |
![]() |
|
| علمی - فرهنگی |
|
سنگ فرش خیابان همیشه تنهاست آرامیده ساکن و بدون حرکت..... جای پای هر نامردی بر قلبش را فراموش کرده و جای پای احساس را باقی می گذارد.... تا به حال به تکه های کنده شده ی سنگ فرش خیابانها نگریسته ای؟؟؟ جای پای احساس را با خود بر می دارند........... تا نامردی بر احساس حک شده بر قلبشان قدم نگذارد...... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/16ساعت 15:10 توسط حمیده اخوان |
|
|
پنجشنبه گذشته بعد از سالهای طولانی که این کتاب هنوز بر سر زبانها ست موفق به خوندنش شدم . داستانش جریان ازدواج دختر نوجوانی با برادر دوستش بود که طی ندانم کاریهای وی در زندگی از هم جدا شدن ولی بعد از جدایی که به خاطر حسادت روزمره زنانه بود وی پشیمان شد و در طی داستان خاطراتش را مرور میکند و در پایان مثله همه داستانهای زیبای ایرانی این زوج دوباره بر اثر علاقه زیاد با تصمیمات بهتر باهم زندگی شرینی را اغاز کردن. اما از نظر من این داستان چند نکته قابل توجه داشت این رمان برای جلوگیری از اشتباهات در زندگی مشترک بسیار مفیده خصوصا قسمتی که مادر بزرگ شروع به نصیحت دختر میکنه و این ضمن نشون دادن سیاست مادران و مادر بزرگهایمان رمز موفقیتشان رو در استحکام پایه های زندگی نشون میده. ولی نکته دوم و شاید منفی ذهن من از این داستان وفاداری بیش از حد همسر و رفتار از خود گذشته و پدرانه ایه که پسر در زمان نامزدیه طولانی داره و سپس جوانمردی وی برای کنار کشیدن خودش از زندگی دختر در حالیکه در زندگی روزمره ما انسانها این حادثه نه بندرت بلکه برای نسل ما سیار ارمانی و دست نیافتنی به حساب میاد . در هر صورت خواند این کتاب رو به همه دوستای خوبم توصیه میکنم ولی از قبل این امادگی رو بهشون میدم که رمان را بدون هیچ هیجانی و جذابیتی به پایان میرسونن که این موجب ضعف کل رمان به حساب نمی اید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/15ساعت 18:30 توسط حمیده اخوان |
|
امروز روز اخر تعطیلاته دانشجویی بود اصولا همیشه بازگشایی دانشگاه از شنبه تقویم اغاز میشه حالا هر روز هفته که میخواد روز اخر شهریور باشه . امروز با هیچکدوم از تصمیمات من برای خوشگذرونی روز اخری جور در نیومد ولی به هر حال سعی میکنم هرچه محکم تر قدمهامو برای رفتن تو راه بهترین شدن بردارم .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/07/03ساعت 20:55 توسط حمیده اخوان |
|
![]() عاشق باش ، نه عاشق شخصي معين، فقط عاشق باش. بگذار عشق کيفيت وجود تو باشد، نه فقط رابطه تو با شخصي ديگر ، زيرا هرگاه عشق به رابطه تبديل شود، تنها يک نفر را در بر مي گيرد نه کل عالم را.
معامله اي بس خطرناک است برگزيدن يک نفر و مستثني کردن کل عالم، در جايي که کل عالم متعلق به توست و تو متعلق به آن کل،عالم پيوسته عشقش را بر تو جاري مي سازد و پاسخ ندادن به آن ناسپاسي است. عاشق خورشيد باش ، عاشق ماه، ستارگان ، درختان، کوه ها ، انسانها، حيوانها... فقط يک عاشق باش و بگذار کل معشوق تو باشد اين همان چيزيست که تو را ديندار مي کند.آن گاه که هيچ چيز نتواند عشق را محدود سازد، آن گاه که عشق تو بر چيزي متمرکز نيست و فقط حالتي از بودن است، آن گاه عشق عبادت است، مراقبه است و آنگاه عشق رهايي بخش است... از دیار آشنا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/30ساعت 23:18 توسط حمیده اخوان |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/16ساعت 18:8 توسط حمیده اخوان |
|
||||
رمضان، ماه بی دلی جان رمضان، ماه گامهای عاشق رهسپار رمضان، ماه اشكهاي چشم در سجدههاي الهي رمضان، ماه نوراني خدا، ايام توبه و توجه به پرودگار فرا رسيد. از دور صداي ربنا ميآيد آواي خوش ، خـــــــــدا ، خـــــــــــدا ميآيد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/05/31ساعت 0:2 توسط حمیده اخوان |
|
|
آدمها برای هم مثل کتاب میمونن به صفحه آخر که میرسن میرن سراغ یکی دیگه پس حواست باشه پیش هرکسی ورق نخوری!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/05/26ساعت 16:20 توسط حمیده اخوان |
|
|
کتاب را بهانه" پر"کردن فرصت ها ندانیم کتاب را بهانه "پر بار" کردن فرصت هاست |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/05/23ساعت 22:18 توسط حمیده اخوان |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/05/19ساعت 12:50 توسط حمیده اخوان |
|
|
کاش در کتاب قطور زندگی
سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/05/17ساعت 17:5 توسط حمیده اخوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر از شوق پریدن شده ای بی تب و تاب
پر پرواز ، کتاب است ، کتاب است ، کتاب |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 |
| پیوندها |
|
شبدرانه دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد دست نوشته های یک کتابدار خودمونی ساده باشیم کتابداران فردا |
|
RSS
|